تبليغاتX
دخترونه
عشق

 

غرور هديه شيطان است

                                       و عشق هديه خداوند،

 

و ما هديه شيطان را بهم مي دهيم ولي

                                      

                                        هديه خداوند را از يکديگر پنهان مي کنيم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:22  توسط ارزو | 
 

بادوستت چنان باش كه گوئی روزی با تو دشمن میشود

 وبا دشمنت چنان رفتار كن كه گویی روزی با تو دوست می شود

´´´´´´´´´´´´´,;****,´´´´
´´´´´´´´´´´´,*¨¨,“¨¨*,´´´
´´´´´´´´´´´,**¨¨¨@“;“;;-…
´´´´´´´´´-,¨**¨¨¨¨“)““-““““
´´´´´´´´//,***¨¨¨¨*
´´´´´´´(,(**/*“¨““¨¨*
´´´´´´,(,¨¨¨¨¨¨¨¨¨¨¨ *
´´´´´,(, ??????¨¨¨¨¨”¨*
´´´´,(,****.:)*¨¨¨¨¨¨*
´´´((,*****)¨¨¨¨¨¨¨*
´´,(,***/*)¨*¨¨¨¨,¨*
´´,***/*)¨*¨¨,¨*
´)*/*)*)*¨¨*
/**)**¨¨“\\)\\)
*/*¨¨¨¨,...)!))!).....,(
“,¨¨¨¨_)--“--“------/_.
000000___00000
_0000000000000000
_0000000000000000
__00000000000000
____00000000000
_______00000
_________0
________*__000000___00000
_______*__0000000000000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
_______*_____00000000000
________*_______00000
_________*________0
_000000___00000___*
0000000000000000___*
0000000000000000____*
_00000000000000_____*
___00000000000_____*
______00000_______*
________0________*
________*__000000___00000
_______*__0000000000000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
______*______00000000000
_______*________00000
________*_________0

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:49  توسط ارزو | 

به نام آنکه افرید تورا

هيچ كس اشكي براي ما نريخت هر كه با ما بود از ما

مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من

از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم 

گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت 

يك غزل آمد كه حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري

داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم.

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 12:31  توسط ارزو | 

دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر

تنگ ميشه که دلت مي خواد اونو از تو رويات بيرون

بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجودت بغلش کني.

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 14:17  توسط ارزو | 

 

arezoo

زيبايي دنيا را تنها آن لحظه كه به چشمان تو نگريستم دريافتم
و از آن پس هيچ لحظه اي از عمرم بدون انديشه تو سپري نشد
اگر عمر من تنها يك شب باشد آرزو دارم همان يك شب را با تو بگذرانم
چراكه محبوبم اين دتيا تنها هنگامي زيباست كه در كنار تو باشم
عشق من تمناي زندگي با تورا دردل دارم
ودوست دارم هر شب در عشق تو صبح گردد
من دلبسته عشق تو شدم وديدي كه به عشقت پاسخ دادم
تو اجازه دادي كه عشقت را در دل احساس كنم
پس با قلبم تورا صدا ميزنم

ای زندگی ام، ای هستی ام، ای یاورم، ای دلبرم ، ای عشق من
ای امید زندگی ام، ای تمام وجودم، دوستت دارم
...
ای که امید زندگی را به من دادی...

ای که خون عاشقی را در رگهای من جاری ساختی ...

ای که نفسی دوباره به من بخشیدی...

حال و هوایی دوباره به زندگی من دادی...

دوستت دارم...

 دوستت دارم ای وجود من ،ای طلوع من ،ای حضورپرشوق و شورمن

 دوستت دارم...
ای عشق من
،ای بهار من ،ای دریای من، ای فردای من ،ای دنیای من

ای رویای، من دوستت دارم...
ای گل من
،ای روح من ،ای تمام وجود من، ای ....من دوستت دارم

 دوستت دارم...

 

 

 روزی که تو پا به این دنیا گذاشتی روز تضمین زنده

 بودن من بوده است روزی که تو پا به این قلب بی طاقت

 من گذاشتی روز امید دوباره به زندگی ام بوده است ...

روزی که به من بگویی دوستت دارم بهترین روز

زند گی ام خواهد بود...

 

نازنینم! نمیدانم تو میدانی؟ دل من در هوای دیدنت بی تاب گردیده

  سراپای وجودم در فراقت آب گردیده ز هجرت دیدگانم همچو دریایی

  ز خون گشته غم و دردم فزون گشته و اکنون در میان بسترم چون

   شمع میسوزم برای دیدن رویت..... دو چشم اشک بارم را به روی

   ماه میدوزم و با او از غم و درد درون ام راز میگویم .

جز تو ای دور از من از همه بیزارم...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 12:45  توسط ارزو | 
یاس کبود هم هست آری ابی بینهایت آرامش دهنده است!
..........

ما در این دنیای مجازی امده ایم که به خود برسیم

خود؟!

اری به درون ذهنیت های خودمان که دنیا را با ان رنگ می کنیم

تا دنیا نتواند ما را با رنگ کند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 15:27  توسط ارزو | 
دلتنگی ای کبوتران آسمان سرنوشتم ، کجایید ؟ تنهاییم بیشتر و بیشتر شده و آفتاب دلم دیگر طلوع نمی کند ای یاس های باغ سرنوشتم ، کی می توان همرنگ شما شد؟ می خواهم با پرستو های مهاجر همسفر شوم و به جایی بروم که چراغ امید در قلب ها روشن باشد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 0:53  توسط ارزو | 

سلام

 

از دوستانی که تو این مدت به من سر زدن تشکر می کنم

 

اخه برای  من کاری پیش امده فکر نکنم مدتی بتونم بیام

 

دوستدار شما وارزومند آرزوهایتان:آرزو(دخترونه)

 

اقا ارمان فکر کنم شما هم بدجوری ما رو فراموش کردیید

 

http://docharkhe.blogfa.com/

 

 

آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود

 

که به شوق من آمده باشد رهگذری بود

 

که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت

 

صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود

 

که من گمان می کردم می گوید: دوستت دارم

 

دوستت دارم حتی اگر به چشمان خیسم بخندی

و بی خیال این باشی که دلم شکسته است

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 11:19  توسط ارزو | 

بوسه

بوسه مگر چیست فشار دو لب

آنکه گناه نیست چه روز و چه شب

بوسه یعنی ُ وصل شیرین دو لب

بوسه یعنی عشق در اعماق شب

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق

بوسه یعنی آتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی

لذت از شب ُ لذت از دیوانگی

بوسه یعنی حس خوب طعم عشق

طعم شیرینی به رنگ سادگی

بوسه یعنی ُ آغازی برای ما شدن

لحظه ای با دلبری تنها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان

بوسه بر می دارد این شرم از میان

بوسه یعنی شادی و شور و نشاط

بوسه یعنی عشق خالی از گناه

بوسه یعنی قلب تو از آن من

بوسه یعنی تو همیشه مال من

arezoo

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 9:30  توسط ارزو | 
arezoo
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 19:51  توسط ارزو | 
arezoo
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 19:45  توسط ارزو | 
arezoo

         ای کاش زندگی هم دنده ی عقبی داشت.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 10:9  توسط ارزو | 
arezoo

 

به نام آنکس که محبت را به دل و سرخی را به گل داد

 

یکی را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نمی داند

 

نگاهش می کنم ، نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواهد .

 

به دو برگ گل نوشتم من که او را دوست میدارم ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند .

 

صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت از من به دلدارم بگو که او را دوست

 می دارم .

ولی ناگه ز ابری تیره برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 10:32  توسط ارزو | 
arezoo
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 19:11  توسط ارزو | 

در رویا هایم تو را تصور می کردم

 

 تو را فرشته ای نجاتی برای  خود می پنداشتم

 

برای خود کلبه ای ساخته بودم و تو با مهر و محبت  در کنارم زندگی می کردی

 

عشق و زندگی ام بودی و برایم ترانه های عاشقی می سراییدی

 

ولی آن نسیم ملایمی که وزید  تمام زندگی ما را نابود کرد وتو

 

و تو دیگر ناپدید شدی    ،   تو دیگر نبودی

 

آن نسیم ملایم تو را با خود برده بود نمی دانم کجا

 ولی می دانم دیگر هیچ جاده ی  خاکی نبود که تو را به من متصل کند

arezoo


اي كاش .....

كسي عاشق كسي نمي شد

.. اما .. وقتي عاشق شد ديگه هيچ وقت تنهايي رو به آغوش گرم

يار عزيزش بر نمي گردوند .

اي كاش .....

بيوفايي به دنيا نمي اومد .

اي كاش .....

دروغ به دنيا نمي اومد .

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 13:18  توسط ارزو | 

به اين لحظه های عاشقی مان قسم ،

به اين كلام مقدس عشق قسم خيلی دوستت دارم.

سوگند ميخورم كه با تو تا آخرين لحظه زندگی ام خواهم ماند

 عزيزم و سوگند ميخورم

كه به پای عشقت خواهم سوخت

به اين ثانيه های پر ارزش زندگی قسم ،

 به اين كعبه مقدس عشق قسم كه تنها

عاشق قلب مهربان تو هستم عزيزم

سوگند ميخورم كه عشقت هر آنچه كه سوزنده باشد

من در آتش آن بسوزم چونكه

ميدانم آتش عشق تو برايم هيچگاه درد آور و سوزناك نيست…

سوگند ياد ميكنم كه در سيلاب عشقت فرو روم چونكه ميدانم

هيچ گونه سختی و عذابی را نخواهم كشيد…

در لحظه اول ديدارمان و لحظه ای كه عاشق هم شديم

 مست شراب عشقت شدم

پس سوگند ميخورم به اين جام شراب كه تنها

 از جام قلب تو مست عشق شوم و

سوگند ميخورم به اين لحظه زيبا و پر از عشق

كه تمام فكر و زندگی ام تو باشی و نام

تو باشد و عشق تو باشد عزيزم

آمدی در قلبم چه زيبا هم آمدی ،

 آمدی و مرا ديوانه و عاشق خودت كردی پس

سوگند ميخورم كه با تو بمانم ، بمانم و عاشق هم بمانم ،

 نه مجنون باشم و نه فرهاد

تنها خود خودم باشم و سوگند ميخورم كه اينك كه عاشق شدم

 با آرامش با تو باشم

بدون هيچ دغدغه و يا دلهره و يا ترسی از عشق!

سوگند ميخورم كه تنها نام مقدس تو را بر زبان بياورم!

به اين نام زيبايت قسم كه در اين سفر دشوار دستانت را

 رها نكنم و تو را هر چه

زودتر به سرزمين عشاق برسانم

به آن قبله گاهی كه روبروی آن نشسته ای و از خدای خويش

 آرزوی مرا داری قسم

كه به خاطر تو تمام سختی ها و مشكلات را تحمل كنم

و به خاطر تو سالها انتظار

بكشم تا روزی به تو برسم و تو را در آغوش بگيرم.

به آن اشكهای مقدست قسم ،

 به آن اشكهايی كه روی گونه های نازنينت سرازير

شده است قسم كه هيچگاه حرفی نزنم كه قلبت شكسته شود

 و كاری نكنم كه دلت به درد بيايد و چشمانت خيس شود!

عزيزم اينك دستانت را به من بده و بگذار دستانت را محكم

 و با تمام وجودم بفشارم و

سوگند خويش را برايت ياد كنم

 

 

arezoo

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 19:23  توسط ارزو | 
arezoo

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 14:34  توسط ارزو | 
arezoo

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 14:28  توسط ارزو | 

arezoo                           

     این که می گن دل آدم می تونه از دنیا هم بزرگ تر باشه یعنی چی ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 15:40  توسط ارزو | 
ارزو

 

 

دوستت دارم

 

لحظه ای که اسمت را بر زبان می آورم

 

دوستت دارم

 

زمانی که دستت، دستانم را می فشارد

 

دوستت دارم

 

زمانی که در کنار هم آینده ای مبهم را ورق می زنیم

 

و زمانی که از همان لحظه ها پلی می سازیم برای دوست داشتن

 

دوستت دارم

 

زمانی که در کنار هم نشسته ایم و گوییکه هیچگاه خیال برخاستن نداریم

 

دوستت دارم

 

و لحظاتی که با تو هستم همانند زدن پلکی سپری می شود

 

گمان کنم که این عشق است

 

و همان لحظه ای که دستم در دستان توست

 

لحظه عاشقی....

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 11:33  توسط ارزو | 
 

دوستت دارم ای بهترین من

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 9:38  توسط ارزو | 
من نظر می خوامarezoo
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 10:37  توسط ارزو | 

 

دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

 

دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی

 

دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی

 

دوستت دارم چون تنهاترین لحظات زندگی منی

 

دوستت دارم چون زیباترین رویا خواب منی

 

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

 

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

arezoo

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 10:2  توسط ارزو | 
arezoo

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 21:30  توسط ارزو | 
هنوز جای پاهات قلبمه رو هنوز داغی رو  که روسینه ام به جا گذاشتی سرد نشده

هنوز آخرین لبخند تلخت از جلوی چشمام پاک نشده هنوز نتونستم فراموشت کنم

 اما این رو می دونستی که همه اونا کم رنگ شدن  کافیه یه موج کوچیک بیاد تا رد پات رو پاک کنه

کافیه یه نسیم کوچیک بوزه تا اون داغ رو سرد کنه

وکافیه یه اشک شوق ببینم تا اون لبخند تو رو از جلوی چشمام پاک کنه

فقط می مونه جای اون داغ

 

                                                       

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 9:32  توسط ارزو | 
تویی که ادعا می کردی همیشه دوسم داری

تو که می گفتی عکسمو تو قاب قلبت می ذاری

تویی که تو عاشقی ادعای مجنون بودنت می شد

تویی که میگفتی می مونی ولی دیدی که نشد

تویی که ادعای ماه بودنت می شد برام

گفتی هر چی باشم ، می سوزی و می سازی به پام

تو که ادعا می کردی ، ادعات بی خودی نیست

می دونی خستگی چشام واسه بی خوابی نیست

حالا دیگه واسه من ، تو ادعایی نداری

نمی خواد چیزی بگی ، شاید یه وقت کم بیاری

دیدی گفتم اونی که از اولش این طوری ادعا می کرد

می دونستم میره اون ، دیدی که رفت ، حیا نکرد

دیدی که اون مدعی چه جور منو تنها گذاشت

 

                                                       

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 9:31  توسط ارزو | 
سلام به دوستان گل خودم

خوشحالم که این وبلاگم مثل وبلاگ قبلی رونق پیدا کرد و دوستان خوبم فراموشم نکردند

من دوست دارم هر مطلب جدیدی دارید برای من ارسال کنید تا بتونم از مطالب زیبا و عاشقانه

شما در  این برگ گل استفاده کنم

با ارزوی موفقیت برای شما دوستان گرامی بای

آرزومند آرزوهایتان:آرزو

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 16:39  توسط ارزو | 
دوستت دارم عزیزم

       کمی با من مهربان باش

دوستت دارم نازنینم

      کمی دوستم داشته باش

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 10:35  توسط ارزو | 

خیال کردم بری میری از یادم

  تورفتی و نرفت چیزی از یادم

   تو رفتی تازه عاشق تر شم من

  از اونیم که بود بدتر شدم من

    صبح تا شب این شده کارم 

    که واسه چشات بیدارم

       تو خدای عاشقایی

 تو تموم کس و کارم

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 10:34  توسط ارزو | 
عشق مثل دریا

خشمگین و ویرانگر

همچو موج دریا

پر فریب و عصیانگر

همچو اسبی وحشی

می رمد در جانت

می کشد عقلت را

می شود زندانت

عشق رویایی نیست

مثل خواب گل ها

همچو سوز پاییز

می خزاند دل ها

عشق هم می میرد

انتهایش پیداست

دوست داشتن اما

تا همیشه زیباست

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 10:18  توسط ارزو | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من ارزو هستم
پيش دانشگاهي رشته تجربی
عاشق رنگ ابی
از بوشهر (گناوه )
خواهر ندارم سومین فرزند خانواده هم هستم
4 برادر گل هم دارم و مامان و بابای گلم که با هم یه خونواده 7 نفری رو تشکیل دادیم
این برگ گل را نیز تقدیم میکنم به همه ی دختران و پسران عاشق امروزی
دوستدار شما
ارزومند ارزوهایتان:آرزو

پیوندهای روزانه
قاصدک
کد اهنگ : اقا علی
ساقی
مقبره تنهایی من
دانلود ترانه
یک خط در میان
معجون عشق
دختران وارد شوند
کافی نت اسکای نت
من عاشقم عاشق تو
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
مرداد 1387
آذر 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
پیوندها
اس ام اس
نمی دونم چی بگم بهش(احسان)
چه فرقی میکنه
تارا دختر اسمانی
سپیده (محبت)
شقایق
نیما
صدرا
تنها
عاشق عشق
مریم پاییزی من
تنها چیزی که از عشق اموختم انتظار بود
سلطان تنهایی
سکوت شب
دنیای کوچک من
برای همه ی سلیقه ها
دو عاشق
همیشه با تو بودن
ابر احساس
دوستدار عشق
گل یخ
ساحل عشق
دوست دارم
برگ زرد
کاخ ارزو
گل ستاره
ترانه عاشقی
شب آرزوها( شهرام)
افسونگر تنها
يانگوم عزيزم
محمد رضاي گل(من و تو )
بید مجنون
كل كل دختر و پسر(امين)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM